ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

248

قصص الانبياء ( فارسى )

ما بر وى قادر نيستيم . روا بود كه رسول چنين گمان برد ؟ جواب بر سبيل عرف گفت حق سبحانه و تعالى ، چنان كه كس مر كسى را تهديد كند كه پندارى دست من به تو نرسد ، هرچند آنكس داند كه رسد . همچنين حق تعالى ازو خبر كرد . و عرف در قرآن بسيار است . و ديگر جواب بطريق لغت نقدر بمعنى نأخذ ، كانّه يقول ، يونس از ميان قوم خشمناك شد و برفت بى امر ما ، پنداشت كه ما با آن نگيريمش . و باز خداوندان حقيقت گفته‌اند نقدر بمعنى پنداشت كه بر وى تقدير نكرديم آزار كافران كشيدن . و نيز خوانده‌اند فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ ، و اين دليل است برين قول . آنگاه خبر داد : فَنادى فِي الظُّلُماتِ « 1 » يونس آواز داد در تاريكىها « 2 » . سؤال - پرسيدند كه اين تاريكىها « 2 » چه بود ؟ جواب - چهار تاريكى بود و يونس در ميان : تاريكى ] a 511 [ اوّل زلّت . تاريكى دوم بيم خداى . سيم تاريكى شكم ماهى . چهارم تاريكى دريا . دليل بر اين‌كه چون راحت يافت چهار ركعت نماز كرد شكر آن را كه از چهار تاريكى نجات يافته بود ، و آن نماز ديگر است . گفت خداى بجز تو نيست ، سزاى ثنا توى ، و پاك از عيب‌ها توى . إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ « 3 » كه از ستمكارانم . چون بر كردهء خويش مقرّ آمد راحت يافت . چون يونس از ميان قوم برفت مسلمانان غمگين شدند و متحيّر شدند . و بعضى از اهل معرفت گفته‌اند كه حق تعالى يونس را در شكم ماهى بازداشت از غم دل آن مؤمنان بود . و اهل اشارت گفته‌اند كه از بهر دل مؤمنان رسولى را عتاب كرد . بنگر تو كه مؤمنى تا آزار دل مؤمن چگونه بود ، تا هشيار باشى ، و مؤمنان را

--> ( 1 ) - الانبياء 87 ( 2 ) - متن : تاريكها ( 3 ) - الانبياء 87